تكراري

خرید بک لینک
ديگه حسي ندارم...

نميتونم دوباره بلند شم و بجنگم...شايد بايد قيد ارزوهامو همينجا بزنم:)

اگه قراره به چيزي كه ميخوام نرسم،چرا اين راهو ادامه بدم..

يه چن شبه همش گريه گريه يه بغضي تو گلومه كه نميشكنه:)

دلم واسه يه رفيق نداشته تنگ شده..ميگم كاش يكي بود يه ذره حال منو دخترونه درك ميكرد...هيچوقت نتونستم خودمو دردامو به حتي مثلا دوستام نشون بدم...دو نفريم كه بودن خيانت كردن رفتن:))

دوس دارم زير بارون با يه رفيق قدم بزنم و گريه كنم..

دوس دارم خاطرات نداشتمونو مرور كنيم و ديوونه وار بخنديم:)

اين روزا من بد كلافم...تنها ترين حالت ممكنم:)

تنها دوست و رفيقي كه مونده اقيانوسه..اونم به تنهايي نميتونه چند تا نقش و به دوش بكشه:)

وضعيت درس خوندن و پيشرفتم داغون..اما پسرفت،عاليه:))

ساعتا همش جفتن...اهنگا همش درد دارن...:))

نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 21:15&nbsp توسط ياسمين

مرگ تدريجي......

ما را در سایت مرگ تدريجي... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 12:41

صفحه بندی